شهادت می کنم به تو چه مربوط
بلی، جنایت می کنم به تو چه مربوط
چشم هایم را با میل خودم
به سیخ می کشم، به صلیب
بلی، قصاوت می کنم به تو چه مربوط
در سرک کابل – قندهار
می شوم فدایی یا که انتحاری
بلی، شهادت می کنم به تو چه مربوط

رهایم کرده و رفتی خلاص
این کارها را نکنم چه کنم؟
بلی، عداوت می کنم به تو چه مربوط
می روم و مرد بد می شوم
شهره پسکوچه های نه چندان خوشنام
بلی، فزاهت می کنم به تو چه مربوط
حالا که تو را ندارم
شب ها، بالشت خودم
بلی، قناعت می کنم به تو چه مربوط
مگر تو که هستی ملامتم کنی
برو، بخواب با دشمن من
بلی، حسادت می کنم به تو چه مربوط
حالا که این طور شد، می روم
همان جای همیشگی، به سخی جان
بلی، شکایت می کنم به تو چه مربوط
همین امشب کار را خلاص می کنم
سر قرار دوئل، جانم را
بلی، فدایت می کنم به تو چه مربوط
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۰/۰۴/۱۴ ساعت 11:50 توسط عباس آرمان
|